دوبند زمینه و شور بسیار زیبا وداع با ماه محــــرم و صفر  

صدایی آشنا میخواهم که نامم را صدا کند  

صداي باز و بسته شدن در و بعد از آن صداي قدم هایی که به سرعت برداشته میشود و پله ها را طی میکند تا از ساختمان خارج شود . سپس سکوت . دقایقی میگذرد و بعد صداي مرد همسایه که با همسایه ای دیگر احوال پرسی می کند . صداي کودکی که پشت سر هم مادرش صدا میزند و وقتی جوابی نمیگیرد صداي ضربه هایی که با شدت به در کوبیده میشود و بعد صداي فریاد مادر و دوباره سکوت. نه ، سکوت نه ، صداي بوق ماشین ها  ،صداي جاروبرقی همسایه ، صداي چند کلاغ و صداي چکه ی آب نمیگذارند سکوت ب

ادامه مطلب  

آموزش تصویرنویسی ونگارش  

آموزش تصویرخوانی/ تصویرنویسی ونگارش
جشنوارۀ نوجوان خوارزمی در رشتۀ زبان وادبیات فارسی در سه بخش  به شرح زیر           برگزار می شود.
 
 بخش نخست :تصویرخوانی
 1) ابتدا دانش آموز عنوانی کوتاه، مناسب وزیبا برای تصویر انتخاب می کند.
 2)توجه به جزئیات:  در این مرحله دانش آموز هرآنچه را که از برون تصویر مشاهده می کند وهرآنچه را که از درون تصویر (پس زمینۀ تصویر) می بیند ومخیل می کند، در قالب یک یا دوبند به صورت انشایی وکاملاً آزاد وخلاقانه وباتوجه ب

ادامه مطلب  

اوای حیوانات  

صداي شیهه ی اسبی در دشتستان صداي قار قار کلاغکی روی شاخه ی بید مجنون یا صداي پارس سگی نگهبان در دل بیابان صداي زوزه ی روبهک یا گرگی در قلب عمیق برف صداي نعره ی شیر پلنگ ببر بیشه صداي اواز دل نواز و گوش نواز یک قناری در قلب اسمان صداي قو قولی قوقوی خروسکی در سحرگاهان همه ذکر الله است. جنبندگان و جانوران نیز قدرت خدا را میدانند. و با ان اوازهایشان قدردانی و سپاس الله را می خواهند.

ادامه مطلب  

اوای حیوانات  

صداي شیهه ی اسبی در دشتستان صداي قار قار کلاغکی روی شاخه ی بید مجنون یا صداي پارس سگی نگهبان در دل بیابان صداي زوزه ی روبهک یا گرگی در قلب عمیق برف صداي نعره ی شیر پلنگ ببر بیشه صداي اواز دل نواز و گوش نواز یک قناری در قلب اسمان صداي قو قولی قوقوی خروسکی در سحرگاهان همه ذکر الله است. جنبندگان و جانوران نیز قدرت خدا را میدانند. و با ان اوازهایشان قدردانی و سپاس الله را می خواهند.

ادامه مطلب  

 

سه تا یارو میرن دزدی ، صابخونه بیدار میشه و هر کدوم میرن تو یه گونی قایم میشن!
صابخونه میاد و به گونی اول لگد میزنه..صداي نون خشک در میاره!
به دومی لگد میزنه .. صداي گردو در میاره!
 
به گونی سوم لگد میزنه … هیچ صدايی در نمیاد..
دویاره محکمتر لگد میزنه … باز صدا نمیده !
دفعه سوم که لگد میزنه ، یارو با عصبانیت میاد بیرون
میگه بابا … آرده ، آرد !… آرد صدا نداره ! !

ادامه مطلب  

دوربين هاي مدرن در آتليه عروس  

از جمله دوربین های جدید كه به دنیای فیلم برداری و در آتلیه عروس وارد شده است دوربین های هلی شات هستند كه وسیله مناسبی بدای تصویر برداری از نماهای وسیع در ارتفاعات است كه توسط ریموت كنترل می شوند و به پرواز در می آیند.
تنها مشكل در این دوربین ها نبود صداي مناسب و وجود صداي موتور دستگاه در ضبط دوربین است كه در استودیو این مشكل حل و جبران می شود.در آتلیه عروس ساترین از این تجهیزات نیز استفاده می گردد.

ادامه مطلب  

بيا بازگرديم به دوران نوكيا ١١٠٠  

بیابیا بازگردیم به دوران نوكیا ١١٠٠برگردیم به تماس های تلفنی به خبر گرفتن های كوتاه با پیام های كوتاهبیا خودمان را از این مهلكه ی مجازی رها كنیمدلم میخواهد صبح ها كه از خواب بیدار میشوم، اولین چیزی كه به دست میگیرم دستان تو باشد،‌ نه این گوشی هوشمند لعنتی!میخواهم صبح كه از خواب بیدار میشوم، در اولین فرصت پرده را كنار بزنم و آسمان را نگاه كنم... و  اولین صدايی كه میشنوم، نه اینكه صداي تق تق پیام های پشت سر هم تلگرامی، كه صداي جیك جیك گنجشك ها

ادامه مطلب  

انشا درمورد صدای لالایی مادر|صدای لالایی مادر چه حسی دارد|انشا درمورد صدای لالایی مادر پایه هشتم  

انشا درباره صداي باران
انشا درمورد صداي لالایی مادر پایه هشتم
حس و حال صداي لالایی مادر
صداي لالایی مادر چه حسی دارد

توصیف صداي لالایی مادر
انشادرموردصداي لالایی مادر
انشا درباره صداي وزش شدید باد
انشا درباره اهنگ سرود ملی



 


دفتر انشا

ادامه مطلب  

آدمهای تنها  

 
آدمهای تنها تو این روزگار 
آدمهایی مثل من
آدمهایی که تو اتوبوس فقط به پشت شیشه خیره میشن بدون اینکه هیچ فکری بکنن
آدمهایی که هندزفری تو گوششون نیست
آدمهایی که صداي شهر رو میشنون
صداي درد و دل یک مسافر با مسافر بغلی رو میشنون
صداي رادیو راننده تاکسی
صداي گاز موتور
صداي لایی کشیدن ماشینها
صداي باد
صداي شاخه هایی که میخوره به شیشه اتوبوس
صداي کفش ها
مغزم پره ازین صداها
وای واای وااای
چقدر آدم
چقدر قصه
چقدر صدا
مغز آدم میترکه وقتی بهش فکر میکن

ادامه مطلب  

نبوددختر  

توپارک بود بادوستاش 
به اطراف نگاه کرد 
نگاش از یه چیزی ردشد
یه پسرخوشتیپ بودبایه دختر
دست دختربودروشونه پسر
یه قدم رفت عقب باچشم پرشده ازاشک 
هیشکی نفهمید
قدم دوم اشکاش ریخت
قدم سوم دوستاش میپرسیدن چشیده
قدم چهارم ازجوب ردشد
قدم پنجم صداي ماشین ازپشت میومد 
قدم ششم نگاه پسرافتاد بهش
قدم هفتم دست پسرازدورکمردخترافتاد
قدم هشتم پسر دوید سمتش 
قدم نهم صداي مواظب باش پسر
یه ملق روهوا...سرخوردبه جدول...صداي هوار دوستاش
صداي غلط کردم های پسر 
ص

ادامه مطلب  

عاشق شدن.......  

عاشق شدن مثل گوش دادن به صداي پیانو تو یه کافه شلوغ می‌مونه!
اگه بخوای به اون صداي قشنگ گوش کنی، باید چشمهات را ببندی و از همه صداها بگذری و نشنویشون، بقیه صداها واست آزار دهنده میشه، صدا پچ پچ مردم، صدا خنده ها، گریه ها، صدا به هم خوردن فنجان ها، حتی صداي باد...
تو واسم اون صداي قشنگ بودی که من به خاطرش هیچ صدايی رو نشنیدم...

ادامه مطلب  

 

عاشق شدن مثل گوش دادن به صداي پیانو توی یک کافه شلوغ میمونه اگه بخوای به اون صداي قشنگ گوش کنی باید چشمهات رو ببندی و از همه صداها بگذری و نشنوی بقیه صداها واست آزار دهنده میشه صدا پچ پچ مردم صدا خنده ها گریه ها صدا به هم خوردن فنجان ها حتی صداي باد ...تو واسم اون صداي قشنگ بودی که من به خاطرش هیچ صدايی رو نشنیدم!

ادامه مطلب  

:))  

 
اهل کاشانم، اما شهر من کاشان نیستشهر من گم شده استمن با تاب... من با تب ...خانه‌ای در طرف دیگر شب ساخته‌ام ...
من در این خانه به گمنامی نمناک علف نزدیکممن صداي نفس باغچه را می‌شنومو صداي ظلمت را، وقتی از برگی می‌ریزد و صداي سرفه‌ی روشنی از پشت درختعطسه‌ی آب از هر رخنه‌ی سنگچک‌چکِ چلچله از سقف بهارو صداي صافِ باز و بسته شدن پنجره‌ی تنهاییو صداي پاکِ پوست انداختن مبهم عشقمتراکم شدنِ ذوقِ پریدن در بالو ترک خوردن خودداریِ روحمن صداي قدم خواه

ادامه مطلب  

خودسوزی  

در آن شب تاریك در كوچه های تنگ، قدم می زدیم به سمت هیچ كجا. به سمت جایی برای خواب دیدن. كوچه تاریك، باریك، دراز. چند در چوبی. آشغالها كنار در. صداي سگ ولگرد هم می آمد. دست در دست من، می رفتیم. در میانه ی كوچه تاریك و خلوت در آغوش كشیدمت. بدون مقاومت فقط خندیدی. مردی از دور می آمد. تو همچنان در آغوش من. مرد نزدیك می شد. آرام از خود جدایت كردم. مقاومت می كردی. از آغوشم جدا نمی شدی. مرد نزدیك تر می شد. از پشت من. از خودم جدایت كردم. مرد از كنارمان رد شد. جلوت

ادامه مطلب  

استفاده از هلی شات در آتليه عروس  

از جمله دوربین های جدید كه به دنیای فیلم برداری و در آتلیه عروس وارد شده است دوربین های هلی شات هستند كه وسیله مناسبی بدای تصویر برداری از نماهای وسیع در ارتفاعات است كه توسط ریموت كنترل می شوند و به پرواز در می آیند.
تنها مشكل در این دوربین ها نبود صداي مناسب و وجود صداي موتور دستگاه در ضبط دوربین است كه در استودیو این مشكل حل و جبران می شود.در آتلیه عروس ساترین از این تجهیزات نیز استفاده می گردد.

ادامه مطلب  

5 روش برای داشتن صدای بهتر  

5 روش برای داشتن صداي بهتر در خوانندگی
قطعا تمام کسانی که میخواهند وارد دنیای موسیقی و خوانندگی شود باید صدايی زیبا و رسا داشته باشند ولی به این معنا نیست که حتما باید صداي ذاتی خوبی داشته باشید و کسانی که صداي خوبی ندارند نمیتوانند به صداي خوبی دست یابند.حال در این مقاله نگاهی میندازیم به 5 روش برای بهتر کردن صداي خود.
برای خواندن موسیقی با صداي خوب و حرفه ای رعایت کردن این نکات کمک شایانی میکند توصیه میکنیم این مطلب را بخوانید
استودیو

ادامه مطلب  

 

عاشق شدن مثل گوش دادن به صداي پیانو توی یک کافه شلوغ میمونه
اگه بخوای به اون صداي قشنگ گوش کنی باید چشمهات رو ببندی
و از همه صداها بگذری و نشنوی بقیه صداها واست آزار دهنده میشه
صدا پچ پچ مردم صدا خنده ها گریه ها صدا به هم خوردن فنجان ها حتی صداي باد ...
تو واسم اون صداي قشنگ بودی که من به خاطرش هیچ صدايی رو نشنیدم!

ادامه مطلب  

 

من به هر تحقیری که شدم با صداي بلند خندیدم..
 
نام مرا گذاشتند "با جنبه" ! بی آنکه بدانند؛
 
خندیدم تا کسی صداي شکسته شدن قلبم را نشنود...
 
این روزها نبضم کند میزند....
 
قلبم تیر میکشد........
 
دارم صداي خورد شدن احساسم را.....
 
لابه لای چرخ دنده های زندگی میبینم......
 
 
 
 

ادامه مطلب  

موسیقی پنهان پشت عشق  

یک روز از عشق یک آهنگ می سازم یک موسیقی عاشقانه که اول هایش صداي گونه های سرخ می آید، صداي خنده های ریز و دلبرانه ، صداي برق نگاه می آید.
جلوتر ریتم را کمی تند تر می کنم، صداي خنده ها را بلندتر می کنم، بی محاباتر، بی پرواتر. ریتم را مثل صداي بازی کودکی قلقلک می دهم، از آن دیوانه بازی های مسخره در می آورم که شاید یکی اش گذاشتن صداي عباس قادری ، حامد پهلان یا هر چیز خنده آور دیگری ته ریتم باشد، ریتم را به اوج می رسانم، صداي رقصیدن پخش می کنم، ریتم آ

ادامه مطلب  

زوزه  

 
صداي پای تو که می آید
زوزه ی گرگی
نزدیک و نزدیک تر می شود
و سگی در سرم
بی تابانه پارس می کند!
صداي پای تو که می آید
پیراهنم جیغ می زند
و پدرم از خواب می پرد!
صداي پای تو که می آید
زیر پایم چاهی حفر می شود
و کسی در گوشم می گوید
آرام بخواب
گرگ ها که گذشتند
خودم ریسمان می اندازم عزیزم...!
فرهاد آه مند

ادامه مطلب  

آسمان کودکی ، از مجموعه شعر سنگ نگاره ها  

سحر با بوی كُندر و سپند و دعای مادربزرگ از راه می رسید با دعای میر در دهان نَمور ساباط صداي هی هی ساربان با قطار زنگوله شُتر بر سنگ فرش كوچه و باران گنجشك روی درخت نارون
صبح روی ویرانه های قلعه می رقصید روی بادگیرها روی ارگ كُلاه فرنگی و سروها و كاكُل عشق در فردای نیامده كوچه بوی نان می داد بوی سنگك تافته زیر سایه ساباط كنار سنگ مزار در پناه راز و نیاز شمعهای سوزان و شرم دختركان ایستاده ام
سقای پیر می گذرد چینی بند زن دل عاشقان را بن

ادامه مطلب  

مشتي از خاک کربلا در دست علي  

 
هنگامی که به سرزمین کربلا رسیدم ناگهان همان مکانی را که علی علیه السلام در آنجا نماز خواند و از خاک آن برداشت و بویید دیدم، و شناختم و سخنان علی علیه السلام به یادم افتاد.
لذا از آمدنم پشیمان شده، اسب خود را سوار شدم و به محضر امام حسین علیه السلام رسیدم، و بر آن حضرت سلام کردم و آنچه راکه در آن محل از پدرش علی علیه السلام شنیده بودم، برایش نقل کردم امام حسین علیه السلام فرمود: آیا به کمک ما آمده ای یا به جنگ ما؟
گفتم: ای فرزند رسول خدا! من به ی

ادامه مطلب  

رنگين كمانِ بعد از باران  

 از اتاق یلدا(دختر همسایه) صداي خنده می آمد ، آنقدر بلند بود ك فهمیدم دو نفر بودند ك یكی دیگری را میخنداند .
چراغ اتاقش ك خاموش بود
رفتم تا پیشش باشم و باهم بخندیم
دلم گرفته بود ، چند روزی هوا ابریست و دلم باران میخواهد
در زدم ولی كسی در را باز نكرد
صداي خنده بلندتر شد
داد زدم "یلدا یلدا درو وا كن"
صدا قطع شد
ولی باز كسی نیامد
باز داد زدم "یلدا كجایی منتظرم"
چند دقیقه ای نگذشت ك یلدا آمد
چشمانش پف كرده و مانند یك خط صاف شده

ادامه مطلب  

بررسی زندگی وآثار شاعر فرهیخته دنیای ترک « یونس امره » – گزارش از : حاجی محمد خدری  

بررسی زندگی وآثار شاعر فرهیخته دنیای ترک « یونس امره » – گزارش از : حاجی محمد خدری

123- مین نشست جمعیت فرهنگی هنری مختومقلی کلاله پس از وقفه ای چند هفته ای در سالن اجتماعات مجتمع فرهنگی هنری اداره ارشاد اسلامی کلاله، با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید بوسیله دانشجوی جوان بهمن پاکدل وطنین سرودملي جمهوری اسلامی آغاز گردید.نشست 123 جمعیت مختومقلی کلاله در قالب این عناوین وبخش ها به اساتید، فعالان فرهنگ وادب وعلاقمندانی که در این مراسم شرکت کرده ب

ادامه مطلب  

 

سرد است..هوا را می گویم....سرد است...مثل کودکی هایم سرم را به پنجره چسباندم...ها کردم....بخار کرد....آهااااا این شد همان هوای پاییزی....که ها کردنهایمان ملاک تشخیص بوده و هست...کتری را پر از آب کردم...همیشه عاشق صداي قل قل کرذنش بودم..آخر چیست این سماورهای برقی که حتی آدم را محروم می کنند از انتظار شیرین به جوش آمدن آب و دم کشیدن چای خوش طعم در این هوای دلچسب.....صداي موزیک همیشه در خانه ام جریان دارد...نمی شود زندگی کرد بدون صداهای زیبای زندگی....صداي برگها

ادامه مطلب  

سد شهید رجایی یا سلیمان تنگه واقع در دودانگه ساری  

آهنگ های خدا همیشه زیبا هستند گوش کن؛ صداي طبیعت.. صداي رودخانه.. صداي یک پرنده.. صداي طپش قلب یک عاشق. چه دلنواز نواخته شده اند! تار دلت نزدخداست میخواهم از خدا،که بزند بهترین پودها را برتار وجودت،بسازد ترانه ای زیبا ازسرنوشت ..

ادامه مطلب  

.......  

توی تبلتم كه امروز دیدم
صدات بود...
همون كه گفتی دو......
هزار بار گوش دادمش و اشك ریختم
گذاشتم رو تكرار فقط صداي تو باشه و بس
بعد پاكش كردم
بعدش بغض عجیبی گلوم رو گرفت
عجیب و شدییییییییید ...
خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا...

ادامه مطلب  

دو شعر بر آستان آب  

سلام. قرار ماهی یك پستم هنوز به تاخیر نیفتاده.
 
 
1
روی بیش از دو سوم زمین بتاب
ماه،
روی آب ها بتاب . . .
 
 
 
2
در میان شیهه و همهمه
صداي هلهله بلند می شود
چشم بچه های تشنه همچنان به راه او
                                            عمو . . . 

ادامه مطلب  

صدای ضبط شده  

 
آیا تاكنون فكركرده اید كه چرازمانی که صداي خود را ضبط می‌کنیم و آن را بازپخش می‌نماییم قدری با آن صدايی که همیشه از خود می‌شنویم، متفاوت است؟!!!

ادامه مطلب  

چیک چیک  

صداي باران ،همان صداي همیشگی است.اما‌ وقتی کودک بودم مادرم صداي آنرا بیشتر میشنید،چون من را بیشتر خیس میکرد ومریض میشدم.اما من صداي آن خیس شدن را دوست داشتم.صداي چکیدن باران روی حوض خانه و نگرانیم برای ماندن ماهی بدون‌ لباس زیر باران.بزرگتر که شدم صداي باران باز هم دوست داشتنی بود،نگاه کردن از پشت پنجره کلاس . چندنفری زیر چتر رفتن در زنگهای تفریح. صداي باران آن سالها لذت دیگری هم داشت، آن روزها بعد از مدرسه کنار در مدرسه منتظر میایستادم،من

ادامه مطلب  

صدای تو در فضای خانه  

امروز ده ها بار، صدايت را پخش کردم، ولوم را بی مهابا باز گذاشته بودم.
نترس، نقض عهد نکردم، صداي گریه ات را میگم که مجوز دادی گوش کنم.
این گریه اشکال نداره و خوبه، اما قرار بود من صداي گریه ات را هیچ وقت نشنوم.
خدایا صبر صابران را عطا کن.
فراموشی نعمتی است که خدا به انسان داده، در مورد تو، ذره ای از این نعمت به من نرسیده.
فراموشی هرگز. مگر وقتی که خاک شده باشم و از یادها و خاطره ها فراموش شده باشم...

ادامه مطلب  

شازده کوچولو  

  شازده كوچولو گفت: كم كم دارم می فهمم... گلی هست... و من گمان می كنم كه آن گل مرا اهلی كرده است... روباه گفت: ممكن است. در كره زمین همه جور چیز می شود دید... شازده كوچولو آهی كشید و گفت: آنكه من می گویم در زمین نیست. روباه به ظاهر بسیار كنجكاو شد و گفت: - در سیارة دیگری است؟ - بله. - در آن سیاره شكارچی هم هست؟ - نه. - چه خوب...! مرغ چطور؟ - نه! روباه آهی كشید و گفت: حیف كه هیچ چیز بی عیب نیست. لیكن روباه به فكر قبلی خود بازگشت و گفت: - زندگی من یكنواخت است. من مرغها

ادامه مطلب  

شازده کوچولو  

  شازده كوچولو گفت: كم كم دارم می فهمم... گلی هست... و من گمان می كنم كه آن گل مرا اهلی كرده است... روباه گفت: ممكن است. در كره زمین همه جور چیز می شود دید... شازده كوچولو آهی كشید و گفت: آنكه من می گویم در زمین نیست. روباه به ظاهر بسیار كنجكاو شد و گفت: - در سیارة دیگری است؟ - بله. - در آن سیاره شكارچی هم هست؟ - نه. - چه خوب...! مرغ چطور؟ - نه! روباه آهی كشید و گفت: حیف كه هیچ چیز بی عیب نیست. لیكن روباه به فكر قبلی خود بازگشت و گفت: - زندگی من یكنواخت است. من مرغها

ادامه مطلب  

قرار بود پست پایینی این بشه  

دوازده شب های اتاق من تاریک ست،انگار همه نورها می خوابند و سایه گل های پرده توری اتاق با گذر ماشین رقص کنان تا دیوار کنار تخت کش می آیند و بعد می میرند،پیکان ها با صداي زور و فشار موتورشان می آیند و  صداي خنده شان و گاهی دعوا و جر و بحث ها،ضبط ها هایده زیاد می خوانند، شجریان،پاشایی هم همچنان می خواند،مختابادهم هست،یکجوری که انگار کل شهر از صداي مختاباد پر می شود،انگار آسمان بعد از جمله "شرر ریزد بی امان به دل ساکنان فلک ناله سازم"کبود میشه

ادامه مطلب  

نوحه ی سید جواد زاکر  

متن نوحه ی یل کربلا اباالفضل
یل کربلا ابالفضل قربون اون قد و بالات قربون چشای نازت فدای خشکی لبهاتمی شنوم صداي پاتو رو زمین قدم میزاری صداي رقیه میاد عمو جان کی آب میاری
آقا من خودم میدونم لایق این حرفا نیستم اما از شما چه پنهون از اهل زمونه هستم
آخرش میاد یک روزی رو چشهمام قدم میذاری میبری تا کربلا او نمیذاری تو خماری یه روزی میاد آقا جون که منم سگ تو باشم چشامو موقع مرگم زیر پات گذاشته باشم دل من عاشق میمونه دائم از شما میخونه منو میشناسی اق

ادامه مطلب  

تکلیف ۹ آذر  

خواندن کتاب قرآن با صداي بلند تا صفحه ی ۳۵ روز شنبه صفحه به صفحه می پرسم
خواندن کتاب ریاضی از اول کتاب وتوضیح در مورد هر صفحه که تا به حال از کتاب ریاضی چه چیز هایی را یاد گرفته است
کتاب کار فارسی صداي ر کار شود
نوشتن املا هر روز ۵ خط بصورت جمله
کتاب کار ریاضی تا صفحه ی ۴۸ کار شود
برگه ی صداي (ر)را دانلود کنید
 

ادامه مطلب  

براي يك سيبيلو  

میدانی؛
من از ان دست ادمهایی هستم كه عاشق صداي ادم ها میشوم! 
و تو؛
اولین كسی بودی كه تن صدايت مرا عاشق كرد! 
من شاید نه با تو كه با صدايت مدتها زندگی كردم
حتی بعد از ان وقفه طولانی این باز صدايت بود كن مرا شیفته كرد
حتی حال كه مدتهاس از تو بی خبرم... گرمای صدايت ست كه ارامم می كند.

ادامه مطلب  

فریاد  

صداي فریادهایشان گوش هایم را پرکرده...     صداي شکسته شدن بغض صداي چرخاندن کلید درقفل    و   صداي گریه های دخترک بیچاره مرد فریادمی کشد...دخترک باگریه صحنه را می نگرد...   زن فریاد میکشدونمیفهمد که این زندگی  خواهد مرد...افسوس که نمیفهمد...           دخترک در سکوت اتاق می خزد. به دیوار سفید روبرو خیره میشود..   به جای قاب عکس سه نفره شان... به خرده شیشه ها  و  به صداي فریاد ها گوش میدهد. . حتی دستان کوچکش هم مانع ازشنیدن صد ا  نمیشود...       

ادامه مطلب  

 

میشنوی صداي قلبم واس تو میزنه هر بار. داااااااااااااغونم دیروز عشقمو با خانمش دیددددددددددم . خانمشم امروز با دخترعموم حرفیده. مرداد ماه عقد كردن. بددددددددد كردییییییییییی بهم من عااااااااااااااااااشقت بودم لامصب. چرا اینكارو كردی واس تپلی. قلببببببببببببببم شكسسسسسسسسسسسسته. من همه چیموووووووو باختم لامصب تو زندگی میسازی واس خودت

ادامه مطلب  

سرفه ی عربی..  

از بچه های خط نگهدار گردان صاحب زمان الزمان(عج)بود.
میگفتند شبی به كمین رفته بود كه صداي مشكوكی شنید.
با عجله به سنگر فرماندهی برگشت و گفت:
"بجنبید كه عراقی اند.."
گفتند:شاید نیروهای خودی باشند؟
گفته بود:"نه بابا با گوش های خودم شنیدم كه عربی سرفه می كردند.."

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1