جمعه.....  

گردن جمعه آویزانش نکنید ...دلتنگیتان برای امروز نیست تاوان ِ شش روزی است که دوستت دارم نگفته اید ‌.
این جمعه رو تا اونجایی که بلدین بخندینگریه ممنوعناراحتی ممنوعزیرورو کردن خاطرات ممنوعاینبار رو شما به جمعه زور بگین


ادامه مطلب  

آوار خاطرات  

باز این جمعه لعنتی،
حتی از اسمش هم غم میبارد.
دردهایم را به توان می رساند و تنهایی ام را هزار برابر میکند،
این چه جادویست؟!
       چگونه میشود که یکباره تمام خاطرات بر سرت آوار شود، 
حتی..
         خاطراتت با هیچ کس!!
هر کجا که باشی،
           با هر که باشی،
                  باز این جمعه کار خودش را میکند
                                و تو آرام...آرام....مدفون میشوی!
                                            
 

ادامه مطلب  

جمعه ها  

 
وصف بی اندازه دارد جمعه ها
حال و روزی تازه دارد جمعه ها
نام خوبش بر زبانم جاری است
شهرت و آوازه دارد جمعه ها
ساغر و پیمانه دارد جمعه ها
در دلم میخانه دارد جمعه ها
گرچه گاهی سرد و غمگین می شود
یک جهان ، دیوانه دارد جمعه ها
سینه ای پر درد دارد جمعه ها
ناله های سرد دارد جمعه ها
تلخی آدینه ها بیهوده نیست
دشمن نامرد دارد جمعه ها
#مهدی_حبیبی
 

ادامه مطلب  

شب جمعه  

شب جمعه شب راز و نیاز استز جا برخیز اگر چیزت دراز استکمی کرنش نما و بندگی کندر رحمت به روی  خلق باز استاگر خواهی نشاط جمعه ها راشب جمعه دلیرانه فرو کنفرو کردی اگر با شادمانیکمی اوضاع خود را زیر و رو کنچه خوش باشد که در ایام هفتهبه یاد جمعه شب دل گیرد آرامفرو کردن ثوابش بی شمار استشب جمعه پس از لمباندن شام

ادامه مطلب  

نیست....یاد...کاش.....ا  

خدایا شکرت
بعضی خاطرات می مانند...بعضی خاطرات هم می میرانند
کاش این خاطرات ماندنی باشند
خاطرات ماندنی با یاداوریشان دل را دوا ،روح را جلا،جسم را صفا می بخشند
ولی امان از خاطرات خوبی که می میرانند روح را...
نه فراموش میشوند و نه میشه بهشون رسید درسته به خاطره نمیشه رسید ولی به خاطرات نمی پیوندند بلکه نابود می کنند روح و جسم رو
از زندگی میندازن ادمو
فکر میکردم تنها درمانش زمانه
اما نه زمان هم تازه تر می کنن این یاد و خاطره ها رو
کاش از اول ....
خدای

ادامه مطلب  

 

اهنگ جمعه از فرهاد ...
 
توی قاب خیس این پنجره‌ها
عکسی از جمعه‌ی غم‌گین می‌بینم،
چه سیاهه به تنش رخت عزا!
تو چشاش ابرای سنگین می‌بینم.
 
داره از ابر سیاه خون می‌چکه!
جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه!
 
 
نفسم در نمی‌آد، جمعه‌ها سر نمیآد!
کاش می‌بستم چشامو، این ازم بر نمیآد!
 
داره از ابر سیاه خون می‌چکه!
جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه!
 
 
عمر جمعه به هزار سال می‌رسه،
جمعه‌ها غم دیگه بی‌داد می‌کنه،
آدم از دست خودش خسته می‌شه،
با لبای بسته ف

ادامه مطلب  

 

اهنگ جمعه از فرهاد ...
 
توی قاب خیس این پنجره‌ها
عکسی از جمعه‌ی غم‌گین می‌بینم،
چه سیاهه به تنش رخت عزا!
تو چشاش ابرای سنگین می‌بینم.
 
داره از ابر سیاه خون می‌چکه!
جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه!
 
 
نفسم در نمی‌آد، جمعه‌ها سر نمیآد!
کاش می‌بستم چشامو، این ازم بر نمیآد!
 
داره از ابر سیاه خون می‌چکه!
جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه!
 
 
عمر جمعه به هزار سال می‌رسه،
جمعه‌ها غم دیگه بی‌داد می‌کنه،
آدم از دست خودش خسته می‌شه،
با لبای بسته ف

ادامه مطلب  

دوست داشتنت تعطیل نمی شود  

جمعه،تعطیلی،فراغت
آه
امان از دوست داشتنت که تعطیلی هم نمی شناسد
 
+وقتی معترف باشید کسی رو دوست دارید راحت تر می بخشیدش...دیشب اعتراف کردم حالا می خوام ببخشمت!
+"قلب خاطرات بد را کنار می زند و خاطرات خوش را جلوه می دهد و درست از تصدق سر همین فریب است که می توانیم گذشته را تحمل کنیم" عشق در زمان وبا
+امشب باید سه تا پروژه رو تحویل بدم...یا خدا

ادامه مطلب  

متن خاطرات و خاطره های تلخ و شیرین یک معلم مدرسه ابتدایی  

خاطرات تلخ از روزهای تدریس سخت یک معلم
ابتدایی , خاطرات شیرین جذاب روزهای خوش یک معلم ابتدایی با دانش آموزان ,
خاطرات و خاطره های معلم , خاطرات جالب و خواندنی یک معلم ابتدایی ,
دلنوشته متن و نوشته و خاطرات روزانه یک معلم ابتدایی , خاطرات فراموش
نشدنی جالب یک معلم ابتدایی , بهترین خاطرات فراموش نشدنی یک معلم ابتدایی ,
خاطره های ماندگار احساسی غمگین یک معلم , خاطره های شاد زوزهای خوشحالی
یک معلم , دلنوشته های خاطره انگیز یک معلم ,
مدارس شا

ادامه مطلب  

باران خاطرات  

روح من،مملو از
احساس سرد و یخ زده بود
با آمدن زمستان
بارانی از خاطرات
بر آشیانه ای که سالهاست
روحم در آن مخفی شده بود
و با گرمای آن زندگی می کرد
شروع به بارش کرد
افکارم آشفته شد
سعی می کردم راهی بیابم
اما آن آشیانه
با سیلی از خاطرات
ویران شده بود
و همچنان باران خاطرات
بر روح من می بارید
به فکر فرو رفتم!
من به آن مخفیگاه اکتفا کرده بودم
آیا او هم به من اکتفا کرده بود؟
پس چرا بعد از این همه سال
خاطرات تازه توانست
مخفیگاه روحم را پیدا کند؟
جلیل میاح

ادامه مطلب  

جمعه...  

جمعه ساکت جمعه متروک جمعه هایی که دلم می تپد برای رفتن برای ماندن برای یک کلام گفتن از تو از تو این ها اذیتم می کنند وقتی نیستی وقتی خبری از تو نیست حتا خوابهایم نیز تو را نمی بینند و رویاهایم رنگ نخوت می گیرند رنگ پیری زود رس جمعه ساکت جمعه متروک جمعه هایی که فقط نوید می دهند و نمی آیی و من فقط حرف می زنم و حرف می زنم و خسته می شوم و خوابم می گیرد از این تنهایی از این سکوت از این بن بست
 

ادامه مطلب  

خاطرات مدرسه ما  

خاطرات مدرسه ما
عنوان نخستین کتابی است برگرفته از خاطرات دانش آموزان دوره دوم از پایه های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی در دبستان پسرانه سما بندرعباس که به همت مدیر، معاونین و آموزگاران مدرسه توسط بابک دهقانی گردآوری و تالیف شد. این کتاب هم اکنون در چاپ دوم در کتابخانه ملی ایران موجود می باشد. امید است "خاطرات مدرسه ما" امسال چاپ سوم خود را داشته باشد.

ادامه مطلب  

خاطرات کهن  

انسان هیچ وقت نمیتواند خاطرات خود را فراموش کند حالا این خاطرات میخواهد خوب باشد یا بد  بعضی  ها هم  هستند که تظاهر مکنند که خاطراتشان را فراموش کردند ولی یک روزی  یک جایی اگر کمی درنگ کنند ودر لحظه ای ان خاطرات به یادش بیفتد دیگر نمیتوانداز ان دست بکشد  یا حتی بعضی اوقات میشود که مرور کردن خطرات بد ان خاطرات برایشان تبدیل به بهترین و  شیرین ترین خاطره در زندگیشان میشود

ادامه مطلب  

خاطرات کهن  

انسان هیچ وقت نمیتواند خاطرات خود را فراموش کند حالا این خاطرات میخواهد خوب باشد یا بد  بعضی  ها هم  هستند که تظاهر مکنند که خاطراتشان را فراموش کردند ولی یک روزی  یک جایی اگر کمی درنگ کنند ودر لحظه ای ان خاطرات به یادش بیفتد دیگر نمیتوانداز ان دست بکشد  یا حتی بعضی اوقات میشود که مرور کردن خطرات بد ان خاطرات برایشان تبدیل به بهترین و  شیرین ترین خاطره در زندگیشان میشود

ادامه مطلب  

خاطرات تلخ  

دست هایش را در پتوی مخملی اش فرو کرد
و شروع کرد به قدم زدن در پارک ...
با هر قدم که بر میداشت خاطرات زیر پاهایش
میشکست 
تازه یادش آمد این پارک چقدر آشناست
مثل همان کافه و خیابان دیروز
مثل هر جایی که می رفت 
با نهایت سرعت از پارک خارج شد و به خانه رفت در 
را روی خود قفل کرد و تصمیم گرفت برای رهایی از 
خاطرات دیگر بیرون نرود
نفسی از سر آسودگی کشید اما ناگهان یادش آمد بع 
مقعر اصلی خاطرات آمده است 
روز بعد جسدش را در خانه پیدا کردند علت مرگ طبیعی بود

ادامه مطلب  

عصرجمعه بد دلگیر است...  

گفت : جمعه ها آدم خیلی دلش میگیره
ولی از اون بدتر
اینه که عصرِ جمعه خونه باشی و بارون بزنه.
گفتم : آره؛ اینجوری که آدمو خفه میکنه!
گفت : میدونی؟ خیلیا توو جمعه شاعر شدن!
تا حالا چیزی توو جمعه ها نوشتی؟
گفتم : من جمعه ها
رو شیشه ی بخار گرفته ی پنجره، با انگشت مینویسم :
"لطفا یکی مرا از مرگ نجات بدهد"

ادامه مطلب  

سخن امام ره  

ماز جمعه از کلام ارزشمند امام راحل (ره)
۱-    نماز جمعه سنگر است و این سنگر ها را پر کنید.
۲- آقایان ائمه جمعه باید در نماز جمعه ها دولت را پشتیبانی کنند.
۳- نماز جمعه که نمایشی از قدرت سیاسی و اجتماعی اسلام است باید هر چه با شکوه تر و پر محتواتر اقامه شود.
۴- ملت ما گمان نکند که نماز جمعه یک نماز عادی است.
۵- تحقیقا احیای نماز جمعه در ایران از مسائل بسیار مهم است.
۶- نماز جمعه موجب می شود تا مسائل فراموش شده در اسلام به بهترین وجه برای مردم گفته شود.


ادامه مطلب  

برگریزان  

و خاطرات نه مجال گریز می دهند، نه رخصت خلوتی. خاطرات روح تو را می درند در رخوت سرد روزهایت، چنان بارانی ات می کنند که برگریزان سهم تو می شود. خاطرات از تو و لحظه هایت عبور می کنند، می دوی و می دوند و نمی دانی کدامیک زنده تر است...!

ادامه مطلب  

جمعه . . . . . .  

جمعه هیچ تقصیرى ندارد ..
جمعه ها را دیگران به كاممان تلخ كردند ..!
با رفتنشان با نیامدنشان با نماندنشان ..
وگرنه كه جمعه به خودىِ خود بد نیست غروبش خیلى هم ارام است خیابان ها خلوت سكوت است...
همه انگار آرام مى گیرند جمعه ها !
اگر دیگران
#جمعه را به كاممان تلخ نكرده باشند جمعه ها را میشود دست در دست در خیابان راه رفت ..
میشود ساعت ها گوشه اى لـمید و كتاب خواند میشود سینما رفت و پاپ كرن خورد و از صداى "خــرچ خـــرچ" اش هم لذت برد ..
اصلاً ...
اصلاً جمعه ها ر

ادامه مطلب  

165.  

گفت جمعه ها ادم خیلی دلش میگیره
ولی از اون بدتر
اینه که عصر جمعه خونه باشی و بارون بزنه
گفتم : آره ، اینجوری که آدمو خفه میکنه !
گفت : میدونی ؟ خیلی ها توو جمعه شاعر شدن !! تو تا حالا چیزی توو جمعه ها نوشتی ؟؟
گفتم: من جمعه ها رو شیشه ی بخار گرفته ی پنجره با انگشت مینویسم :
                                                                                              " لطفا یکی مرا از مرگ نجات بدهد"

ادامه مطلب  

رو به راه نیست  

به یاد کودکی، نوجوانی، جوانی. خاطرات را دوره می کردم. خاطرات شمال جنوب. خاطرات همیشه تلخ تو را. خاطرات همیشه شیرین هیچ وقت را.خاطرات آن دو راهی را،خاطرات حجم تنت بر رو من در آخرین دیدارمان در اتاقمتقصیر ما نیست... تقدیر ما تصادفیست که به هیچ نمی ارزددستم در دستان تو...نگاهم در نگاهت.... ما چقدر غریبه شدیم که تحریک نمیشوی حتیغوطه ور در آب. راحت تر از همیشه.سبک تر از همیشهآب سرد بود. یا شاید من داشت سردم می شد. دیگر حسی برای تکان خوردن نبود. یا حتی باز

ادامه مطلب  

بعدازظهر جمعه....  

فکرش را بکن
بعداز اینکه یک هفته تمام را با معشوقت گذراندی ،از او خداحافظی کنی و کیلومترها آنطرفتر، به شهر خودت برگردی و تازه یادت بیفتد که عصر جمعه است! عصر جمعه ای که همینجور بدون هیچ بهانه ای هم آدم را دق می دهد چه برسد به این عصر جمعه لعنتی که تمام دنیا هم بخواهند نمی توانند از دلتنگی درت بیاورند...

ادامه مطلب  

خاطرات خوبم  

هیچ چیزی بدتر از این نیست که کسی بخواد گذشته ات رو با همه خاطرات خوبی که توش داری ازت بگیره. یا حتی بخواد روی خاطرات خوب گذشته ت زخم بذاره یا کثیفش کنه.
یکی از ارزشمندترین سرمایه های من خاطرات خوبمه و همه جوره مواظبش هستم. بخشی از زندگی من ان و اگه یه روز بلایی سرشون بیاد من اونی نخواهم بود که الان هستم.
 

ادامه مطلب  

خاطرات پس از جنگ  

باسلام  به همه مخاطبین وبلاگم 
بدینوسیله اعلام می دارم  پس از نگارش خاطرات دوران حضور درجبهه های نبرد ، خاطرات دوران پس از جنگ که سرشار از حوادث تلخ و شیرین و مبارزه با مفاسد اجتماعی و متخلفین و مجرمین می باشد در چهار قسمت و حدود 150 صفحه به رشته تحریر در آمده است. علاقمندان می توانند با تماس از طریق ایمیل شخصی ام  فایل های نوشتاری هر دو دوره قبل و بعد از جنگ را دریافت و مطالعه نمایند.

ادامه مطلب  

014  

من با جمعه هیچ قراری نداشتماما اوغروب هر هفتهحضور سنگینش راآنچنان بر لحظه هایم می گستراندکه ساعت ها یک گوشه بنشینمو به چرای نبودن آدم ها فکر کنم...دامن کهنه خاطرات را می گرفتو بی ملاحظه می تکاندو اینگونه همیشه مهمانی ناخوانده بودو بی اندازه دلگیر

ادامه مطلب  

463  

من
انبوهی از این بعدازظهرهای جمعه را
بیاد دارم كه در غروب آنها
در خیابان
از تنهایی گریستیم
ما نه آواره بودیم، نه غریب
اما
این بعدازظهر های جمعه پایان و تمامی نداشت
می گفتند از كودكی به ما
كه زمان باز نمی گردد
اما نمی دانم چرا
این بعد از ظهر های جمعه باز می گشتند . . .

ادامه مطلب  

خاطرات دفاع مقدس / شوخی های رزمندگان در جبهه  

خاطرات دفاع مقدس / شوخی های رزمندگان در جبهه
شوخ‌طبعی‎های رزمندگان، بخشی از فرهنگ گسترده و غنی دوران دفاع مقدس را در برمی‌گیرد، زندگی در جبهه علاوه بر همراه بودن با جهاد و عبادات، با شوخی‌ها و طنزپردازی‌هایی نیز آمیخته بود، به‌طوری که به اظهار بیشتر رزمندگان، یک روی دوران جنگ که کمتر به آن پرداخته شده، همین شوخ‌طبعی‌ها است؛ در ادامه خاطرات زیبایی تقدیم به مخاطبان می‌شود.
                   لطفا برای ادامه ، به ادامه مطلب بروید
 

ادامه مطلب  

جمعه ها....  

جمعه‌ها را باید قاب گرفت!درست مثل همان عکس های قدیمی و خاک گرفته ی روی دیوار.
انگار جمعه هاماندگار ترین روزهای آفرینش اند...تلخی ها و شیرینی هایش، قاب می شود و می چسبد به دیوار خانه ی دلت. مثل لبخند های مادر بزرگ در آن عکس قدیمی. یا مثل گریه های من در آغوش مادر ، که با دیدنش در عکس های قدیمی، همیشه لبخند می زنم.مرد و زن هم ندارد... جمعه ها باید کسی را داشته باشیکه تو را در آغوش بکشد! جمعه ها را باید عاشقانه گذراندتا غروبش دلگیرت نکند...

ادامه مطلب  

امان ...  

شنبه ها، او را می دید. بعد، سه روز، از یکشنبه تا سه شنبه، با خاطرات او زندگی می کرد. پنج شنبه ها، جمعه ها و نصف روزهای شنبه، مشغول برنامه ریزی برای آخر هفته با او می شد. 
فقط چهارشنبه بیکار می ماند. نه پیش می رفت و نه پس. 
امان از این چهارشنبه ها ...
 

ادامه مطلب  

جمعه ها  

جمعه‌ها بی‌رحمن، این رو از حجم تنهاییش می‌شه فهمید، واسه همینه كه غروباش، به اندازه‌ی كل هفته غمگینه.عصرای جمعه، عالم و آدم دست به یكی می‌كنن تا همه‌ی خاطراتت رو بیارن جلوی چشمت. كوچه، خیابونا به حرف میان، در و دیوار بغض می‌كنن و شهر، مثل آوار روی سرت خراب می‌شه.جمعه‌ها،وقتی چشم به راه می‌مونی.وقتی گوش به زنگ می‌شینی،وقتی خودت رو بغل می‌كنی،تازه می‌فهمی؛چه تنهایی عمیقی‌ست، دوست داشتن كسی كه هرگز نیست.
کسی که روزی همه زندگی ورویاها

ادامه مطلب  

 

دیشب یکی صدام کرد ندا
بهم ریختم بدجور 
ندا
ندای من
ادن
چه بیرحمند خاطرات تو
و به یکباره هجوم خاطرات 
بی انصاف ها چند نفر به یک نفر 
رفتی و آتش زدی بر این دل رسوا چرا
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا 
شرمندگی خیلی حس بدیه خدا هیچکسو شرمنده ی دلش نکنه

ادامه مطلب  

جمعه هاااا  

جمعه ها را نمی شود به تنهایی سپری کرد
باید کسی را داشته باشی
تا ساعت های تنهاییه ملال آور را به پایان برسانی
کسی که از جنسِ خودت باشد
نگاهت را بخواند،بغض صدایت را بفهمد
جمعه ها باید کسی را داشته باشی
تا دستانش را در دستانت بگذاری و تمام شهر را قدم بزنی
کسی که در کنارش زمان و مکان را از یاد ببری
جمعه ها به تنهایی تمامت می کنند اما تمامی ندارند . . .
 

ادامه مطلب  

جمعه یعنی انتظار بی کران  

جمعه یعنی انتظار بی کرانجمعه یعنی دور شو از دیگرانجمعه یعنی طالب مهدی شدنجمعه یعنی ضد بد عهدی شدنجمعه یعنی آرزوی فاطمهجمعه یعنی گریه بی واهمهجمعه یعنی مست و بی پروا شدنجمعه یعنی عاشق زهرا شدنجمعه یعنی تیغ در دست علیجمعه یعنی هستی هست علی جمعه یعنی با شهیدان ساختنجمعه یعنی برقه برانداختنجمعه یعنی با یتیمان خوب باش جمعه یعنی ساده و محبوب باشجمعه یعنی درد را درمان کنیجمعه یعنی آنچه خواهی آن کنی جمعه یعنی یک بهانه یک نفسجمعه یعنی شاد بیرون ا

ادامه مطلب  

خاطرات  

                          به نام ایزد بی همتا
 
 
                                                                       
 
خاطرات تو منو یادم میاره
 
خاطرات تو منو به ستاره میبره
 
منو تو توی یه خواب پر از ستاره
 
خاطرات تو چه شیرینه
 
توی این  دلم میشینه.
 
خاطرات تو چه بی پیله ، میشینه توی این سینه.
 
خاطرات تو چه صافه
 
خاطرات تو چه ساده
 
از من میپرسه هی این حالمو.
 
خاطرات تو پر از روزای قشنگه
 
خاطرات تو پر از روزای یک رنگه
 
که میشی

ادامه مطلب  

صبح جمعه ات بخیر  

صبح جمعه ات به خیرهر کجا هستی ، به یاد من باش من با تو چای نوشیده ام ،سفرها کرده ام ،از جنگل ، از دریا ،از آغوش تو شـــعرها نوشته ام رو به آسمان آبی پر خاطرهاز تو گفته ام ، تو را خواسته ام آه ای رویای گمشده !هر کجا هستی صبح جمعه ات به خیر ...
 
 

ادامه مطلب  

چه اسراری در ذهن شما نهفته است؟  

چه اسراری در ذهن شما نهفته است؟
 
● مسیر خاطراتبرخی از تجربیات به سختی فراموش می‌شوند . اما چگونه یک فرد می‌تواند این خاطرات شخصی را حفظ کند؟ با استفاده از تکنیک‌های تصویربرداری مغز، دانشمندان شکی ندارند که مکانیزمی ، تولید و نگهداری خاطرات را بر عهده دارد.آنها دریافته‌اند که بخش هیپوکاموس (ساختمان عصبی خمیده‌‌ای که در کف شاخ‌میانی بطن مغز قرار دارد) ، در قسمت خاکستری مغز می‌تواند به صورت صندوقچه ی خاطرات عمل کند. اما این منطقه ی نگهد

ادامه مطلب  

نماز عبادی سیاسی جمعه 12 آذر ماه 95  

خطبه نماز جمعه 12 آذرماه 95 
خطبه های نماز عبادی سیاسی جمعه این هفته توسط حضرت حجت الاسلام و المسلمین هاشمی امام جمعه  قهدریجان در مصلای امامزاده سید محمد ایراد گردید
لینک دانلود خطبه ها در ادامه مطلبپایگاه اطلاع رسانی دفتر امام جمعه قهدریجان

ادامه مطلب  

جمعه  

امروز جمعه است و باز هم انتظار ادامه دارد 
نمی دانم این انتظار چقدر ادامه خواهد داشت 
نمی دانم تا به کی باید انتظار بکشیم 
نمی دانم چند جمعه دیگر باید پشت سر بگذاریم 
نمی دانم چند جمعه دیگر باید بگوییم این جمعه هم نیامد
نمی دانم چه گناهی کردم که نباید روی زیبای تو را ببینم
اما بازم به انتظار تو خواهم نشست
نه خواهم نشست 
به انتظار تو خواهم ایستاد
بیا ای یوسف زهرا
اللهم عجل لولیک الفرج

ادامه مطلب  

فراموشی  

یاد تو و این خانه و ننگِ فراموشیحتی گرفته طاقچه هم رنگ فراموشی
 
اینجا کسی در خاطرات هر لحظه اعدام می شوددرگیرم اینجا بی تو در، جنگ فراموشی
 
تب می کند سردرد من از واژه ی او رفته استهر لحظه گوشم خیره بر، زنگ فراموشی
 
من بی تو هرجا می روم در خاطرات کهنه امبر سینه دارم زخمی از چنگ فراموشی
 
از دست نحسِ خاطرات بی وقفه محکم میخوردبر شیشه ی احساس من سنگ فراموشی
 
ای آنکه از من رفته ای، آرام صدایم کن که منرقصیده ام عمری به آهنگ فراموشی
 
من را ببر تا

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1