چه سيب هاي قشنگي  

امروز استادم كتابی معرفی كرد كه : بخوانید خوب است..."تنها دویدن"تنها بودن سخت استتنها غصه خوردن سخت ترتنها موفق شدن حقیقتاً سخت است و تنها ماندن بسیار سخت
تنها دویدن اما ...تنها دویدن ، بی هم پا دویدن یعنی تنها از پا و نفس افتادن ، تنها به اوج ناتوانی خویش اعتراف كردن ، تنها دویدن یعنی فرار از تنهایی و در اوج فهمیدن اینكه فقط تنهایی برایت باقی مانده...!تنها دویدن شبیه كنار گذاشتن آرزوها برای رسیدن به یك حق طبیعی.تنها كافی بود نام كتاب را بگوییمن

ادامه مطلب  

خدا را برایت آرزو میکنم…………..  

خدا تنها روزنه ی امیدی است که هیچ گاه بسته نمیشود
تنها کسی است که با دهان بسته هم میتوان صدایش کرد
تنها کسی است که با پای شکسته هم میتوان سراغش رفت
تنها خریداری است که اجناس شکسته را بهتر برمیدارد
 تنها کسی است که محرمت میشودوقتی همه  تنهایت گذاشتند
تنها سلطانی است که دلش با بخشیدن آرام میگیرد نه با تنبیه کردن
همیشه وهرلحظه خدا را برایت آرزو میکنم

ادامه مطلب  

خدا را برایت آرزو میکنم…………..  

خدا تنها روزنه ی امیدی است که هیچ گاه بسته نمیشود
تنها کسی است که با دهان بسته هم میتوان صدایش کرد
تنها کسی است که با پای شکسته هم میتوان سراغش رفت
تنها خریداری است که اجناس شکسته را بهتر برمیدارد
 تنها کسی است که محرمت میشودوقتی همه  تنهایت گذاشتند
تنها سلطانی است که دلش با بخشیدن آرام میگیرد نه با تنبیه کردن
همیشه وهرلحظه خدا را برایت آرزو میکنم

ادامه مطلب  

تمام خاطره ها با همند و من تنها  

چه ازدحام غریبی است ، تن به تن ، تنها!
دلم درون تن و تن به پیرهن ، تنها
به غارت آمده امروز یادهای قدیم
منم ، مقابل یک دسته راهزن ، تنها
اتاق درهم من صحنه ی نبرد شده است
تمام خاطره ها با همند و من تنها
صدای بدرقه ها ، رفته رفته شد خاموش
و ماند آخر سر ، ریل با ترن تنها
دلش به فتح کدامین نبرد خوش باشد
کنون که چاه شغاد است و تهمتن تنها؟
چه غربتی است به قانون مرد بودن ما
که خنده با هم ، اما گریستن تنها
مهدی شهابی

ادامه مطلب  

تنها  

سفره هفت سین
دیدو بازدید
جشن و شادی
خبر عید را می دادند
و من تنها در کنجی نشسته ام
 
آب شدن برف ها
باز شدن شکوفه ها
برگشت پرستوها
نوید بهار را می دادند
و من تنها دور از همه
در کنجی نشسته ام
 
غم و غصه
سکوت و درد نهفته
حرف های نگفته
حضور دلتنگی را اعلام می کردنند
و من تنها بی همنفس
در کنجی نشسته ام
 
ملک الموت با هیبت بی مثالش
اجل با ترس و مخوفش
خبر مرگ مرا آوردنند
و من تنها بی یارویاور
در اتاق غمزده ی خود نشسته ام
آخرین نفس
آخرین لحظه زندگی
آخرین نب

ادامه مطلب  

تنها یاد  

سایه شدم و صدا کردم:
کو مرز پریدن ها و دیدن ها؟کو اوج نه من دره او؟
و ندا آمد لب بسته بپو
مرغی رفت تنها بود پر شد جام شگفت
و ندا آمد بر تو گوارا باد تنهایی تنها باد
دستم در کوه سحر او میچیداو میچید
و ندا آمد هجومی از خورشید
از صخره شدم بالا در هر گام دنیایی تنها تر زیبا تر
و ندا آمد بالا تر بالاتر
آوازی از ره دور جنگل ها میخوانند؟
و ندا آمد خلوت ها میایند
و شیاری ز هراس
و ندا آمد یادی بود پیدا شد پهنه چه زیبا شد
او آمد پرده ز هم وا باید درها هم

ادامه مطلب  

وای لعنتی شیره هم داره!  

چند سال بعد،حوالی دسامبر سال 2040 در جشن برندگان جایزه ی نوبل زمانیکه خبرنگاران وی را سوال پیچ کرده اند و راجع به موفقیتش سوال می پرسند تنها و تنها یک جواب خواهند شنید : من ویزیت های طولانی و راندهای خسته کننده را فقطِ فقط به خاطر لواشک های بوفه ی بیمارستان تحمل میکردم و این تنها سوسوی امیدم در شب های بلند و تار بود!لواشک تنها دلیل من برای ادامه تحصیل بود!
 
 

ادامه مطلب  

من،اینجا،تنها  

من،اینجا،تنهادر دنیای تیره و تار خودمدر دنیایی که جای هیچکس نیستهیچکس در آن نماندههمه رفتند.من ماندم و پای شکسته.کمر خمیدهروحی بیزار،تنی بیماراینجا تنهاییم را جار نمیزنماز درد ها گله ای ندارم.هر از گاهی موجی از احساس خوبگذرا میرود.من را با خود به یاد و خاطره ی روزهای خوب میبرد.حسرتی مبهم برایم میسراید.عشق را از روزهایم میرباید.من،اینجا،مدتهاست که در دنیای خودم تنهای تنها مانده ام.من،اینجا،تنها

ادامه مطلب  

تنهای تنها...(زندگی مستقلانه)...  

تابحال با این حجم از تنهایی روبرو نشده بودم...اینهمه سکوت... تنهایی غذا پختن...غذا خوردن...فیلم دیدن...تنها بودن...وحالا کمی عادت کرده ام...اما تنها چیزی که هنوز به ان عادت نکرده ام بی خوابی های شبانه ام است...خوابم نمی برد...یا اگر می برد کابوس میبینم...

ادامه مطلب  

من و 9 خرداد پر غربت .....  

تولد شد
تولدی در غربت
در غربتی دور
در ورای دریاها
در شهری زیبا ولی دور... بزرگ ... و زنده ... شهری آرزوی دیدار خیلی ها
فکر کردم ... تنها نیستم ... فکر کردم دورانی تازه شروع شده ... فکر کردم....
اما نه ...
تنها نبودم و گریه کردم ... تنها نبودم و شکستم و شکستم...
تنها نبودم و تولدم بود:
وقتی در غربتی دور ... آرزوهایم بر باد رفت ...
 
 

ادامه مطلب  

با تنهایی یا تن ها  

تنهایی همیشه بد نیست، گاهی باید تنها شد، تنها بود، تنها ماند و تنها رفت.. به قول مادرم: اگر تنهایی بد بود که خدا تنها نبود، اما گاهی نیز میگوید : تنهایی فقط برای خداست! این روزها اگر جایی به جمعی برخوردی، شک نکن که پای نفع عده ای در بین است و پای فداکاری عده ای دیگر، زندگی در تنهایی به من آموخت که برای جلب محبت دیگران باج ندهم، کسی که صادقانه و خالصانه مرا بخواهد، بدون دعوت میخواهد، بدون صرف هزینه، این روزها آدمها فقط با همند نه برای هم، و صداقت

ادامه مطلب  

چند ویژگی منحصر به فرد امام حسین علیه السلام  

تنها امامی که شش ماهه به دنیا آمدند--تنها امامی که از هیچ بانویی شیر نخوردند و تغذیه ی ایشان تنها  توسط پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) صورت گرفته است--تنها امامی که روز ولادتشان،پدر و مادر و جد و نزدیکانشان برای ایشان گریه کردند--تنها امامی که در معرکه ی جنگ به شهادت رسیدند--تنها امامی که در دعای توسل ازایشان به عنوان (ایّها الشهید) یاد شده با اینکه همه ی ائمه ی ما شهید شده اند.--تنها امامی که در زمان حیات خود پدر دو شهید شدند( علی اکبر علی

ادامه مطلب  

ویژگی های منحصر بفرد امام حسین(ع) - ده ویژگی منحصر به فرد امام حسین(ع)  

ده ویژگی منحصر به فرد امام حسین(ع):1- تنها امامی که در معرکه ی جنگ به شهادت رسید.2- تنها امامی که در دعای توسل از ایشان به عنوان ایها الشهید یاد شده با اینکه همه ی ائمه ی ما شهید شده اند.3- تنها امامی که در زمان حیات خود پدر دو شهید شد : علی اکبر (ع) و علی اصغر(ع)4- تنها امامی که اربعین و زیارت اربعین دارد.5- تنها امامی که قبر مطهرش بیش از ده بار توسط ظالمان خراب شد تا اثری از آن باقی نمانَد.6- تنها امامی که بدون غسل و کفن دفن شد.7- تنها امامی که سر مبارکش از

ادامه مطلب  

تنهایی زنی  

من با زنی تنها در خیابان قدم زده ام بی انکه تنها ترش کنم ..بی انکه از تنهایی درش بیاورم ..اما قدم زده ام تا حس کنم چطور می شود از بوی جنس مخالف لذت برد بی انکه غریزه ای به تکاپو بیفتد و یک خیابان بی حوصله را چطور می شود قدم زد با تمام اشتیاق و دست اخر تنها این من بودم که به انچه می خواستم رسیدم .بی انکه تنهایی کسی را بی سوال دگرگون کرده باشم 

ادامه مطلب  

تنها تویی که میخواهمت  

تنها تویی، که به تنهایی میخواهمت
خم شده بر گیسوان نقره ای ستاره پوش تو
در انتظار دست یافتن به عطر پیراهنت!
ای دخترً بگو کجاست؟
یخ پاره های چشمهای تو؟
تنها، تویی که نقره پوش میخواهمت!
تنها، در تنهایی خویش!
تو تنهایی ات را در آغوش کشیده ای و
من تنهایی ام را
آغوش هایمان را برای یکدیگر باز کنیم
تا دلتنگی نفسی تازه کند!
 

ادامه مطلب  

امام زمان  

سحرگاهی زجنس خلوت تنهایی تنهاترین تنها
نجوایی عاشقانه داشت باخویش تنها
قصه غصه کرد آغاز.....غصه یار ونگار وانتظار
از آسمان خزانی ابری می بارید.قطره...قطره...درفراق بهار
یار لب گشود وتنها،ازاین دلتنگی تنهایی این شبها
سخن می گفت با تنهای خود تنها
مانده ام تنها...تنها،تنها مانده است بامن
دراین خلوت سکوت هم در سکوت است.
آه....
دستانم هوای آسمان....چشمانم هوای باران...
تورامی خواند.....
ای تنهای تنها
شاعر:احمدطاهری

ادامه مطلب  

شباهت و تفاوت  

 
من تنها آدمی نیستم که در این دنیا مشکل دارم
تنها آدمی نیستم که حالش گرفته است
تنها آدمی نیستم که حس تنهایی دارم
تنها آدمی نیستم که تنبلی برش غلبه کرده 
اینارو میدونماما
من تنها آدمیم که با این مشکلات روبرو هستم!
اینو مطمئنم چون زندگی هیچ کس شبیه زندگی دیگران نیست.
پس مشکلات من ، خاص منن 
هیچ کس حس تنهاییش به خاطر دلایلی که من دارم نیست
در حیرتم از کار خدا برای هم چیزا
برای اینکه هر چیزی رو منحصر به فرد خلق کرده
حتی داستان زندگی آدمارو
اما از

ادامه مطلب  

 

روز خوبی است...
همیشه پنجشنبه ها را دوست دارم
اینجا توی شرکت پنجشنبه ها شلوغند و دوست داشتنی
یکی از نگهبانها میخواهد برود کربلا و برای هفته ی آینده درخواست مرخصی کرده و جانشینش حالا افتاده به جان من که من نمی توانم شبها توی شرکت بمانم بچه هایم اعتراض می کنند و مشخصا منظورش از بچه ها همسرش است
می گویم خوش به حال این بچه ها که حرفشان انقدر خریدار دارد می گویم زنهایتان چقدر نازنازی هستند میخندد و می گوید از روز اول خشت را کج گذاشته ام
به انباردار

ادامه مطلب  

که بشوره ببره تمامشو  

یک موسیقی کافیست. تنها یکی. و من تمام شب را گریه میکنم. بدون حتی یک دلیل. غم شعله ور می شود زبانه می کشد گسترش می یابد شررره می کند و من آه من حتی به بهشت شک دارم. پاییز سرد است و خلوت. پاییز سرد و است و خلوت و تنها و من عاشقشم. من عاشقتم. البته تو باور نکن. من نه عاشقم نه حتی پاییز هایم سرد و خلوت است نه می دانم چرا ناراحتم نه حتی رقصی چنین میانه میدانم آرزوست. دور و بر من خیلی شلوغ است. زیادی شلوغ و من زیادی تنها. شاید شاید شاید اگر برف ببارد. شاید اگر

ادامه مطلب  

عشق ناکام  

در مدرسه عشق،
معلم من،بود!!
عشق و وفاداری را
او به من آموخت،
بارانی از عشق
بر قلبم می بارید
و از سقوط قطرات آن
نغمه های عاشقانه
برایم می سرود،
مرا مجنون
و مست عشق می کرد،
تمام فکر و عقلم را سلب
و روحم را بیتاب خود می کرد،
از ضربان قلبم زیباترین ریتم را
می ساخت
و با زیبایی تمام
آهنگ آن را می نواخت
و با آوازش تمام مرغان عاشق را می رقصاند،
اما روزگار و تقدیر بی رحم
او را از من گرفت،
و روح من برای همیشه
همراه او رفت،
و تا ابد جسد مرا
بی روح و تنها گذاشت


ادامه مطلب  

سوره توحید(معنا)  

قل هو الله احد
و بگو او یکتاست از بزرگی و شرف
بی نیاز است خدا
از همه از هر چیز
این منم بنده محتاج و گدا
نه پدر داره خدا  نه پسر داره خدا
او خداست
او خداست تک و تنها حاکم جهان ماست
نه از اول بود مثل اش  و نه اخر خواهد امد
تک و تنها و یک است
همه دو    او یک است
یک عالم     او خداست.

ادامه مطلب  

 

یه روزایی
بود خیلی امید و آرزو داشتم، اما همه چیز بهم ریخت، من خیلی تلاش كردم، اما بر وفق من پیش نرفت، با این بی گناه چه كنم؟! با این موجود زنده كه در منه!! ای وااااااااااای بر من كه بی هوا اینهمه تنها و بی كس شدم، من كه اینقدر تنها و پر از حس غمم، چطوری میتونم پناه یكی دیگه باشم؟!!!! 
درد دارم، خیلی درد میكنه روحم، 

ادامه مطلب  

احسن و اکذب  

 
زمانی که بلاغت یا منطق می خواندم درباب شعر به
قواعدی برخورد می کردم که آزارم می داد. منطق می گفت شعر
از محدوده کلام خارج است و بلاغت می گفت بهترین شعر
دروغی ترین شعر است. احسنها اکذبها...
بقدری شعر دوست بودم که این قاعده ادبی و بلاغی آزارم میداد.
سالها از آن ایام گذشته،امروز صدق این قواعد را به چشم می بینم:
آنجا که شاعر می گوید: باور نکن تنهاییت را...
رفیقی می گفت: مرد واقعی همیشه تنهاست.
خوشحالم که از مردی نشانی دارم.
تنها مثل آن صبح پاییزی بر ب

ادامه مطلب  

احسن و اکذب  

 
زمانی که بلاغت یا منطق می خواندم درباب شعر به
قواعدی برخورد می کردم که آزارم می داد. منطق می گفت شعر
از محدوده کلام خارج است و بلاغت می گفت بهترین شعر
دروغی ترین شعر است. احسنها اکذبها...
بقدری شعر دوست بودم که این قاعده ادبی و بلاغی آزارم میداد.
سالها از آن ایام گذشته،امروز صدق این قواعد را به چشم می بینم:
آنجا که شاعر می گوید: باور نکن تنهاییت را...
رفیقی می گفت: مرد واقعی همیشه تنهاست.
خوشحالم که از مردی نشانی دارم.
تنها مثل آن صبح پاییزی بر ب

ادامه مطلب  

 

تو فكر می كنی تنها دارایی ام از زندگی چه می تواند باشد؟اصلا بگذار صادقانه حرف بزنیم مرا خوب میشناسی، دختری رویایی كمی لطیف و گاهی نگران... تنها دارایی من نه ظاهری دلربا و جذاب است نه ثروتی كلاننه غرق دنیا شده ام نه شیفتهء مرگتنها دارایی من در زندگی یك قلب است كه همواره به یادم می آورد انسانیت را...روزی كه بخشی از آن را اهدا خواهم كرد نیمی از احساسم به تاراج خواهد رفت اگر به اشتباه درون خاكی مملو از سكون و هراس و سردی و رخوت كاشته شودتو می دانی پس

ادامه مطلب  

 

دامنه خود فریبی تا کجاست ؟ من فکر می کنم چیزی به نام فریب دیگران حقیقت ندارد و انسان ها تنها و تنها گرفتار خودفریبی هستند ! خود فریبی است که اجازه می دهد آدمی هر عملی را برای خودش مباح بشمارد .خود فریبی است که به آدمی مجوز جنایت با وجدان آسوده را می دهد !خود فریبی است که مجوز دروغ را صادر می کند ! حقیقت تنها گاه از پس پرده های بسیار روی می نماید و در لحظاتی کوتاه آدمی در آیینه ای به خود واقعیش می نگرد ! اما نگریستن  به خود آنقدر سهمگین است که آدمی ب

ادامه مطلب  

تنها تر از تنها  

+الو سلام
+گفته بودی دلت گرفت بیا پیشم
+كجایی؟!! الان خیلی تنهام
+الو
+الو
+خدااا
-سلام
-خدا دستش بنده
-خودش بعدا زنگ میزنه ...

عه پس چرا زیر شمارش نوشته بود "قل هو الله احد" ؟!!
 
علی اکبر ابراهیم پور
فارما94

ادامه مطلب  

برای تنها دخترم  

مثلا" از پاییز تنها سرمایش سهم من شود، باران سهم تو، از زن بودن، خستگیهای مادرانه برای من، ناز و طنازی سهم تو، از جهانی به این بزرگی، سقفی غریب سهم من، شهری آشنا مال تو، و از تمام تو ، یک امروز و کودکی ات سهم من! تمام آینده سهم تو، و چه شیرین است این در کنار تو بودنها و وقت گذرانیها، عمرم فدای تو! پریسا

ادامه مطلب  

 

 
نه"هفتصد سال ست"!در بازار اطلس نیستدیگر شکوهی زیر هر طاقِ مقرنس نیست
امشب تو را در خود می خواند زنی تنهاتنها فقط در قلب او روباه و کرکس نیست
پیغمبری هستی که آنیموس یک قومیاما برایت عید هایی مثل مبعث نیست
کوچیده ای تا سینه اش تا مرز ویرانیکوچیده ای اما هوایِ کوچ زین پس نیست
امشب تو را در خود می خواند جهانی راحالی کند این مرد در این قوم بی کس نیست
حالا که بعد از سال هایی سخت در این قومیک زن برایت شعر می خواند که هرکس نیست
*‌یک زن که آنیمای یک قوم

ادامه مطلب  

شبهای زمستون  

یاد بگیریم تو دعواهامون به پدر و مادر همدیکه توهین نکنیم کاری که که من کمتر میکنم مادر فلان شدت پدر فلان شدت خدایا تنهایم تنها تر از همیشه به نظرم همه چیز یک سرگرمی است مال فرزند همسر همه چیز رفتنی است و تنها قطب عالم امکان تویی خدایا بی پناهم صبر مرا اندازه نیست بغض من هر روز بار ها میشکند و فرو میرود خدایا ای کاش با وجود بی ماریم مرهمی برای زخم هایم بود خداوندا ان کس که دلی را مش،کند چه تاوانی دارد خداوندا انکس،که بد کرد چگونه محازات شود دخت

ادامه مطلب  

شبهای زمستون  

یاد بگیریم تو دعواهامون به پدر و مادر همدیکه توهین نکنیم کاری که که من کمتر میکنم مادر فلان شدت پدر فلان شدت خدایا تنهایم تنها تر از همیشه به نظرم همه چیز یک سرگرمی است مال فرزند همسر همه چیز رفتنی است و تنها قطب عالم امکان تویی خدایا بی پناهم صبر مرا اندازه نیست بغض من هر روز بار ها میشکند و فرو میرود خدایا ای کاش با وجود بی ماریم مرهمی برای زخم هایم بود خداوندا ان کس که دلی را مش،کند چه تاوانی دارد خداوندا انکس،که بد کرد چگونه محازات شود دخت

ادامه مطلب  

برای تنها نگینم ...!  

در خانه ی کوچک ما امید جوانه می دهد پرستوها خبر می دهند که در باغچه ی کوچک ما گل های شقایق که نشان از عشق دارند باز شدند شبنم اشک شوق اش را روی گلبرگها می ریزد بلبلان مست از برای تو میخوانند جویبارها از برای تو جاری میشوند من عشق تورا همچو سرمه به چشم میکشم
که از مزگان به چشم نزدیکتر باشند
ای تنها نگین ام
عشق تورا فریاد خواهم زد
و تا بینهایت خواهم گفت
تورا از جان بیشتر دوست خواهم داشت
در اسمان عشق ام
ن کنار نو عروس ماه تنها ستاره ام توایی تو میبر

ادامه مطلب  

شبی تنها میان کوره راهی  

شبی تنها میان کوره راهی
نشسته عاشقی با قلب خسته
کشد او انتظار دلبرش را
اگر چه قلبش از عالم شکسته
خدایا عشق من رفت و نیامد
مگر بند دلش از من گسسته
به هر جا می رود همراه او باش
که عمری بر ره لطفش نشسته
همی گویم که یارم باز آید
چگونه سر کنم با چشم بسته
دلم را خانه او می نمایم
که از راهی رسد تنها و خسته
1395/08/22   14:25

ادامه مطلب  

تو جاودانه ای  

ماه منتنها چیزی که مرا در این تاریکی ها به سمت خوشبختی میبرد دستان توستآغوشت تنها پناهگاه دلتنگی شب هاست، تنها جایی که آرامش در آن معنی داردگذر هوای نفس هایت لطیف ترین نسیمیست که بر صورتم وزیدهنفس هایت ضربان زندگیستلب هایت شیرینی اشدلیل زیبای زندگی ام!تو جاودانه اینه حسم به تو تکرار شدنیستو نه عشقم به تو کاستنینه قلبم جز تو جای کسی استنه روحم جز تو مال کسی
بانوی منبگشای آن لبان سرخ زیبایتبگو که دلت را فتح کردمبگو آغوش من تنها جاییست که در آ

ادامه مطلب  

 

الان چند روزه اینجا شده ترافیک 
دو روز پیش که داشتم مسیر همیشه رو میرفتم تنها ماشین پلاک شهر خودمون من بود م چند ساعت تو ترافیک موندم 
یعنی امام حسین اینهمه یار داشت و تنها بود؟
+ولی زائرین محترم پارسال تا دو هفته درگیر جمع آوری اشغالتون بودن 
یه چیزی به اسم سطل زباله وجود داره  
+مفت باشه کوفت باشه اصلا

ادامه مطلب  

 

الان چند روزه اینجا شده ترافیک 
دو روز پیش که داشتم مسیر همیشه رو میرفتم تنها ماشین پلاک شهر خودمون من بود م چند ساعت تو ترافیک موندم 
یعنی امام حسین اینهمه یار داشت و تنها بود؟
+ولی زائرین محترم پارسال تا دو هفته درگیر جمع آوری اشغالتون بودن 
یه چیزی به اسم سطل زباله وجود داره  
+مفت باشه کوفت باشه اصلا

ادامه مطلب  

فردا روز دیگری است  

 
برای س نوشتم خوش به حالت که تنها نیستی. امشب از آن شب هاست که از تنهایی می ترسم. منظورم تنها بودن در خانه و همین حالا نیست. منظورم زندگی است و حفره های خالیِ روحم. بدجور سرد شده ام.
گاهی از همه چیز می ترسم. از راهی که می روم. از آدم های مهربان اطرافم. چرا من این همه تنها هستم؟
خسته ام. خوشبختی همین تعطیلی فرداست. تا ظهر می خوابم بعد هم به مهمانی می روم. به نظر نمی رسد که فردا روز خوبی نباشد.
 

ادامه مطلب  

زبان یک شاخص فرهنگی  

زبان نه تنها یك شاخص فرهنگی و یكی از نمادهای زنده بودن تاریخی مردم یك كشور است، ابزار بسیار مهمی برای برقراری ارتباط و بیان مفاهیم هنری و فرهنگی است، امروزه با فراگستر شدن دامنه ی دانشهای نوین و ورود افزارها، ابزارهای بسیار پیشرفته همراه با دانشهای فنی بسیار پیچیده با ابعاد بسیار كلان، شكوهمند و گاهی شاید ترسناك فراروی انسان قرار گرفته است، این انسان شگفت زده در میان این همه پدیده های حیرت زا تنها راه ارتباطی اش زبانش می باشد و تنها از این

ادامه مطلب  

شب نخابی...  

آدمها در ساعت سه صبح به هرجور چیزی فکر میکنند 
همه ی ما اینطور هستیم برای همین هرکدام باید شیوه مبارزه خود را با آن پیدا کنیم.
 
پ ن:کاش میشد مدتی به ی بیمارستان روانی بروم تنها جایی که مجبور نیستی بابت رفتارت توضیح دهی تنها جایی که لازم نیست معقول ومنطقی رفتار کنی و هر چه دیوانگی کنی شاگرد ممتاز تری هستی.

ادامه مطلب  

 

 
 
 
 
آدم های تنهاشبیه به سالن های بزرگِ خالی اندهرآنکه درون آنها قدم بگذاردبی گمانپرنده ای پر می کشدغباری بر می خیزد و قطره ای فرو می افتد وچراغی روشن می شودو سالنبوی حضور او راگرم می گیردامابوقت رفتنسالنی خالیعطری عجیببا حسی غریباز او بجای می ماند و تنها تر شدن آغاز می شود وسرما شدت می گیرد"حسام الدین شیخی"
 
 
 
 
 

ادامه مطلب  

 

روزگار عجیبیه ......
همه خونه ی ما جمع شدن ...
هه.....مثلا تولد منه ....اما تنها کسی که انگار تولدش نیست منم ...
تنها کسی که خوشحال نیست منم ...امابزور میخندم...بچه ها به ذوق خوردن شیرینی ...
یکی ب عشق گرفتن عکسای سلفی ...
سه تا از انگشتام رفتن لای در .....
حالم از صدای گرفتن عکس بهم میخوره .....حالم از خندیدن بهم میخوره ....حالم از اینکه ینفر بهم تبریک بگه .....هعی هعی هعی...

ادامه مطلب  

#93  

تنهایم..
این روزها در حسرت آغوشی...
چرا کسی این درد های نهفته ی من را نمی فهمد..
چرا کسی عاشق نمیشود،این من ِ تنها را...
تنهایم....
باور کن.
هیچ کس پذیرای این همه احساس خالص من نیست...
این روزها،خیلی تنهایم.
تنها
بیا و همسفر من باش
....
کمی بیشتر و همسر من باش....
تنهایم.
دلم تو را میخواهد.
تویی را که نیستی....
 
 
#نیمه های شب
..
من...
در حسرت
آغوشِ یک مرد آشنای ،نشناخته.
اللهم ارزقنی زوج الصالح و سالم

ادامه مطلب  

باز هم تنها من هستم و تنها هستم من!  

تمام دنیایم را خسته کننده کرده ای!هر جا نگاه میکنم، نبودن تو را می بینم!میان برگ های پاییزی!زیر تمام باران ها!کنار همه ی آدم برفی ها!حتی آسمان هم، با تمام روز و شب هایشپرشده از نبودنت!لااقل انصاف داشته باشآنجا که هستی را نشانم بدهتا میان این همه نبودنت خفه نشده ام!

ادامه مطلب  

ادامه اعتصاب غذای احسان مازندرانی؛ سحرخیز به اعتصاب غذا و دارو تهدید کرد  

همزمان با انتشار گزارش‌ها درباره «ضرب و شتم» احسان مازندرانی، روزنامه نگار زندانی و ادامه اعتصاب غذای او، عیسی سحرخیز دیگر روزنامه‌نگار زندانی، تهدید کرده که در صورت برآورده نشدن خواسته‌هایش از روز یکشنبه دور جدیدی از اعتصاب غذا و دارو را آغاز خواهد کرد.
آقای سحرخیز در نامه‌ای به دادستان تهران که روز جمعه نهم مهر، در وب‌سایت زیتون منتشر شده اعلام کرده به دلیل گذراندن بیش از نیمی از دوران محکومیت باید مشمول آزادی مشروط شود اما «مقام‌ه

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1